آموزش جملات کاربردی مکالمه زبان انگلیسی با کارتون پاندای کونگ فو کار

کارتون پاندای کونگ فوکار

آموزش مکالمه زبان انگلیسی با کارتون پاندای کونگ فو کار 

در این ویدئو، پاندای کونگ فو کار رفته تا براش طب سوزنی انجام بدن و توی اون همه کرک، پیدا کردن نقاط عصبی سخته :). زبان انگلیسی رو با لحظه های شاد همراه کنیم تا یادگیری برامون لذت بخش باشه. با سرزمین ترجمه همراه باشید:)

 

 

 

 

من فکر کردم طب سوزنی باعث بشه من احساس بهتری پیدا کنم I thought you said acupuncture would make me feel better
به من اعتماد کن. پیدا کردن نقاط عصبی درست زیر این همه … آسون نیست Trust me. It will. It’s just not easy finding the right nerve points under all this
چربی؟ Fat
کرک. می خواستم بگم کرک Fur. I was going to say fur
حتما می خواستی همین رو بگی (منظورش این هست که آره تو راست می گی!) Sure you were
من کی هستم که بخوام یک مبارز رو بر اساس اندازه اش قضاوت کنم؟ منظورم اینه که یک نگاهی به من بکن Who am I to judge a warrior based on his size? I mean, look at me
من این ور هستم I’m over here
شاید باید یک نگاه دوباره ای به این بندازی. Maybe you should take a look at this again
تمومش کن. تموم کن.

من می دونم استاد شیفو تلاش میکنه تا در من انگیزه ایجاد کنه

Stop it. Stop it

I know Master Shifu is trying to inspire me and all

اما اگر من نمی شناختمش، می گفتم او تلاش میکنه تا از شر من خلاص بشه But if I didn’t know any better, I’d say he was trying to get rid of me
می دونم او ی جورایی سنگدل به نظر میاد I know he can seem kind of heartless
اما می دونی، او همیشه اینجوری نبود But you know, he wasn’t always like that
طبق افسانه، زمانی بود که استاد شیفو عادت داشت لبخند بزنه According to legend, there was once a time when Master Shifu actually used to smile
اما اون قبل از ..

قبل از چی؟

But that was before

Before what

ما واقعا قرار نیست درباره او بهش بگیم We’re not really supposed to talk about him
خب، اگر قرار باشه اینجا بمونه، باید بدونه Well, if he’s going to stay here, he should know
رفقا، رفقا، من درباره تای لانگ می دونم. او یک کارآموز بود. Guys, guys, I know about Tai Lung. He was a student
اولین کسی که استاد هزاران طومار کونگ فو بود و بعدش بد شد و الان تو زندانه و The first ever to master the thousand scrolls of Kung fu. And then he turned bad, and now he’s in jail, and
او فقط یک کارآموز نبود He wasn’t just a student
شیفو وقتی او یک نوزاد (توله، نوزاد حیوان) بود پیداش کرد Shifu found him as a cub

And he raised him as his son

اولین نفر= قبل از او هیچ کس در کل تاریخ اون کار انجام نداده بود) First ever= no one in history had done it before
شیفو او رو مثل پسر خودش بزرگ کرد= او از تای لانگ جوری مراقبت کرد که انگار پسر خودشه. he raised him as his son. = he took care of Tai Lung as if he were his own son

مترجم: طیبه جوادی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *