دسته بندی انواع کلمات انگلیسی

شناخت کلمات انگلیسی

آنچه در این مقاله می خوانید:

  1. ریشه کلمات انگلیسی (Root)
  2. پیشوندهای انگلیسی (Prefix)
  3. پسوندهای انگلیسی (Suffix)
  4. کلمات هم آوا در انگلیسی (Homophones)
  5. کلمات یکسان ولی با تلفظ متفاوت (Homographs)
  6. کلماتی با بیش از یک معنا (Homonyms)
  7. مترادف ها و متضادها در انگلیسی (Synonyms and Antonyms)
  8. کلمات هم آیند (Collocations)
  9. حروف بی صدا در کلمات انگلیسی (Silent letters)
  10. اسامی مرکب (Compound Nouns)
  11. کلمات کوتاه شده (Clipped Nouns)

 

همانطور که می دانید، برای تقویت دامنه واژگانی خود لازم است تا می توانید متن انگلیسی بخوانید و گوش کنید. خیلی اوقات برای فهم معنی واژگان لازم است تا مدام به دیکشنری مراجعه کنیم. با اینکه این کار همیشه برای خود من بسیار لذت بخش بوده است و هربار درست مثل کشف یک معما یا راز مرا سر ذوق می آورد، ممکن است خیلی از زبان آموزان را کلافه و بی حوصله کند. در ادامه این مقاله می خواهیم شناخت و آگاهی خود را نسبت به کلمات انگلیسی بالاتر ببریم که در نتیجه می توانیم معنی واژگان را حدس بزنیم. با شناخت اجزای مختلف یک کلمه و قوانین نوشتاری یا تلفظی آنها، در نهایت به سطحی دست پیدا می کنید که می توانید به راحتی و با خیال راحت به درستی حدستان اطمینان داشته باشید. به راحتی و بدون توقف بر روی یک کلمه، متن خود را بخوانید و میزان چک کردن لغت ها در دیکشنری را به حداقل برسانید. در این صورت از خواندن متن و درک آن لذت بیشتری خواهید برد.

1. ریشه کلمات انگلیسی (Root)

یک کلمه می تواند بخش های مختلفی داشته باشد. بسیاری از کلمات، یک بخش اصلی یا ریشه  (root) دارند. ریشه معنای اصلی کلمه را منتقل می کند. مثلا، در کلمه pedal ، ped ریشه است. کلمه ped به معنای foot یعنی پا است. پاها در فشار دادن پدال های یک دوچرخه برای به حرکت درآوردن آن استفاده می شوند.

بیایید ریشه کلمات زیر را بررسی کنیم:

Population: pop (people)

جمعیت: pop (مردم)

Symphony: phon (sound)

سمفونی: phon (صدا)

Position: pos (place)

محل و موقعیت: pos (مکان)

Export: port (carry)

صادر کردن، خروجی گرفتن: port (حمل و جابه جا کردن)

Photosynthesis: photo (light)

فوتوسنتز: photo (نور)

2. پیشوندهای انگلیسی (Prefix)

یکی از راههایی که می توان یک متن انگلیسی را بدون مراجعه به دیکشنری درک کرد، شناخت ریشه کلمه، پیشوندها و پسوندهاست. در این صورت است که می توانیم از روی ظاهر کلمه بگوییم که در کدام دسته قرار دارد: فعل، اسم، صفت، قید یا حرف اضافه. گاهی یک کلمه با پیشوند شروع می شود. برخی پیشوند ها به معنای عدد هستند و در ریاضی و همچنین مکالمه های روزمره کاربرد دارند. زمان یادگیری زبان انگلیسی لازم است تا با این پیشوندها آشنا باشیم.  در ادامه به بررسی این پیشوندها می پردازیم.

2.1. پیشوندهای انگلیسی که به معنای عدد هستند

  • Uni= یک
  • Bi=  دو
  • Tri = سه
  • Quadr=  چهار
  • Pent= پنج
  • Hex=  شش
  •  Hept= هفت
  • Oct=  هشت
  • Non= نُه
  • Dec= دَه

در انگلیسی به چند ضلعی، polygon  گفته می شود. Poly- یک پیشوند به معنای تعداد زیاد “many” است. یک چند ضلعی سه وجه راست یا بیشتر دارد. در جدول زیر، چند نمونه از کلمات انگلیسی را خواهیم دید که پیشوند کلمه به یک عدد اشاره دارد. با دانستن معنای این پیشوندها، می توان مفهوم کلمه را حدس زد.

چند ضلع دارد؟

?How many sides

چهارضلعی   Quadrilateral
هشت ضلعی  Octagon
مثلث (سه ضلعی)   Triangle
پنج ضلعی  Pentagon
شش ضلعی 
Hexagon
چند ضلعی 
Polygon
گروه سه نفره 
Trio
یک چرخه  Unicycle
هشت پا  Octopus
چهارتایی، چهاربرابر 
Quadruple
دهه  Decade
مسابقات پنج گانه المپیک 
Olympic pentathlon
(شمشیر بازی، شنا، اسب سواری، تیراندازی با تپانچه و دو) fencing, swimming, horse riding, pistol shooting, and running

زمانی که صحبت از یادگیری زبان انگلیسی می شود، ما با خیلی از موضوعات عمومی و تخصصی سر و کار خواهیم داشت. یکی از آن موارد یادگرفتن اطلاعات عمومی ریاضی به زبان انگلیسی است. چون ریاضی در زندگی روزمره ما بسیار کاربردی است، از جمله در خرید کردن، محاسبه اندازه ها، مسائل مالی و غیره. به همین علت در سرزمین ترجمه در مقاله ای جداگانه به موضوع واژگان و عبارت های ریاضی و معادل انگلیسی آنها پرداخته ایم. از این لینک می توانید این مقاله کاربردی را بخوانید:

2.2. پیشوندی که منفی می کند

پیشوند -un به معنای “not” یا “do the opposite of” است. این پیشوند منفی ساز را در کلمات نمونه خواهیم دید:

How unusual!

چقدر غیر عادی!

کلمات زیر همگی با پیشوند un منفی شده اند. حال بیایید تعدادی از این کلمات را در یک جمله بررسی کنیم.

unpack untie unwrap unload unlock unfamiliar unused unwind undo unknown unfold unable uncertain unfair uncover unroll unusual unwise unkind unpainted

 

It is unusual for James to be late for school.

غیر عادی است که جیمز دیر به مدرسه بیاید.

The name on the envelope was unknown to us.

اسم روی پاکت نامه برای ما ناشناس بود.

It took me ten minutes to untie the knot.

ده دقیقه وقتم گرفته شد تا گره را باز کنم. (tie  به معنای گره زدن است.)

You need a key to unlock the trunk.

برای باز کردن صندوق عقب، یک کلید لازم دارید.

We grew more concerned as the story began to unfold.

همین که داستان شروع به برملا شدن کرد، ما بیشتر نگران شدیم.

It is unwise to wait until the last minute to do your homework.

عاقلانه نیست که انجام تکلیف تان را تا دقیقه آخر به تاخیر بیندازید.

It took a week to unpack everything in the boxes after the move.

یک هفته ای طول می کشد تا همه چیز را بعد از اسباب کشی از جعبه خارج کنید.

Bill thought the umpire’s call was unfair.

بیل فکر کرد داوری داور غیرمنصفانه بود.

 

3. پسوندهای انگلیسی (Suffix)

یک پسوند به انتهای یک کلمه اضافه می شود و معنای آن را عوض می کند. 

3.1 پسوند ous-

مثلا، پسوند “ous-” در کلمات زیر به معنای داشتن یا پر از چیزی است. کلماتی که در انتهای آنها پسوند ous- وجود دارد:

خوشمزه Delicious 
مضطرب و دلواپس Anxious  
متعدد Numerous
مودب Courteous
 عظیم، بزرگ
Enormous
محتاط
Cautious 
شجاع Courageous 
خطرناک Dangerous
بخشنده
Generous 
مشهور
Famous 
جدی  Serious
معلوم
Obvious 

 

 3.2 پسوند less-

پسوند “less-” منفی ساز است چون به معنای نبودن و نداشتن است. کلماتی که در انتهای آنها پسوند less- وجود دارد:

tasteless  بی مزه

careless بی احتیاط

helpless  درمانده و ناتوان

useless بی فایده

4. کلمات هم آوا در انگلیسی (Homophones)

Homophones  کلماتی هستند که صدایی یکسان دارند ولی به صورت متفاوت نوشته می شوند و معانی متفاوتی دارند. مثلا:

Chilly or Chili?

در ادامه کلمات هم آوایی را خواهید دید که در یک جمله به کار رفته اند. آشنایی با ساختار و گرامر می تواند به درک مطلب بیانجامد. فرد با توجه به بافت جمله و شرایط محیطی می تواند متوجه شود که کدام کلمه مد نظر گوینده است.

bare, bear

When a bear cub is born, it is bare, and its eyes are closed.

bored, board

Some of the board members seemed quite bored at the last meeting.

chilly, chili

Nothing tastes better than a bowl of chili on a chilly day.

raise, raze

Council members voted to raze the buildings to make way for a new center, but they will have to raise the money to build.

guest, guessed

Who would have guessed that your guest was a thief!

patients, patience

I wonder if doctors ever lose their patience with difficult patients.

ate, eight

Aisle meat ewe at ate inn the mourning. / I’ll meet you at eight in the morning.

deer, dear

Would yew bee a deer and fix me sum tee and a boll of serial? / Would you be a dear and fix me some tea and a bowl of cereal?

oversee, oversea

My ant and uncle lived oversees four too years in Madrid, the capitol city of Spain. / My aunt and uncle lived overseas for two years in Madrid, the capital city of Spain.

flue, flu

Alex was sick with the flue for fore daze and mist a hole weak of school. / Alex was sick with the flu for four days and missed a whole week of school.

pear, pair

I want two bye a knew pear of shoes, but I do not have a sent left. / I want to buy a new pair of shoes, but I do not have a cent left.

put aweigh, put away

Weed bettor put aweigh the pie before Harry eats it awl. / We’d better put away the pie before Harry eats it all.

5. کلمات یکسان با تلفظ متفاوت (Homographs)

Homographs  کلماتی هستند که املای یکسانی دارند اما معانی و تلفظ شان متفاوت است. مثلا،

when you refer to a female hog, sow rhymes with cow. When you scatter seeds, sow rhymes with no.

Which one do you mean?

refuse a. (ref-yoos) b. (ri-fyooz)

minute a. (min-it) b. (mye-noot)

close a. (klohz) b. (klohss)

wound a. (wound) b. (woond)

object a. (ob-jikt) b. (uhb-jekt)

sow a. (sou) b. (soh)

در جملات زیر با حروف a و b خواهید دید که کدام یک از هر دو کلمه داده شده، مورد استفاده بوده است. پس هنگام خواندن جمله دقت کنید که با کدام تلفظ صحیح است.

  1. Give me a minute (a) to adjust the microscope, so you can clearly see the minute (b) germs.
  2. The doctor cleaned the wound (b) on my arm and then wound (a) a bandage around it.
  3. I refuse (b) to carry the refuse (a) to the dumpster unless it is all in a sealed plastic bag.
  4. Please close (a) the window that is close (b) to my desk.
  5. The sow (a) ate the seeds as fast as I tried to sow (b) them.
  6. Would you object (b) if I put this object (a) on your desk?

6. کلماتی با بیش از یک معنا (Homonyms)

خیلی از کلمات بیشتر از یک معنا دارند. این کلمات را homonyms می نامند.

Case- sole- count- band- firm- bridge- fan- bat- story- tire

 

A new group of musicians is performing at our school dance. (band) Each plate has a narrow gold stripe around the rim.

There has been only one instance of chicken pox so far this winter. (case) Please put this back in my pencil container when you’re finished.

I cut the bottom of my foot on a piece of glass. (sole) Our neighbor was the only winner of the contest.

I will add up the books on the shelf to see how many there are. (count) The nobleman inherited the estate from his father.

The company moved its offices to a building in the city. (firm) The buyers made a solid offer on the house.

7. کلمات مترادف (Synonyms) و متضاد در انگلیسی (Antonyms)

7.1 Synonyms

Synonyms  مترادف ها کلماتی هستند که معنای یکسان یا تقریبا همسانی دارند. Hink pink جفت صفت/ اسم های آهنگین هستند. مثلا stout trout یک نمونه از hink pink  است. در ادامه هم معنی هایی که آهنگین هستند را می نویسیم.

Sad pal = glum chum

Soda store= pop shop

Released horse= freed steed

Sugary snack= sweet treat

Dull taxi= drab cab

Single pebble= lone stone

Clever secret agent= sly spy

Self-satisfied insect= smug bug

Chubby grouch= plump grump

Real remedy= sure cure

Crooked penny= bent cent

Blocked pickup= stuck truck

7.2 Antonyms

Antonyms (متضادها) کلماتی هستند که معانی مخالف یا تقریبا مخالفی نسبت به یکدیگر دارند. نمونه های زیر را می توان به عنوان کلمات متضاد در نظر گرفت. 

Delicious خوشمزه≠ tasteless  بی مزه

Anxious  مضطرب≠ calm آرام

Numerous متعدد≠ few  تعداد کم

Courteous   مودب ≠ rude گستاخ

Enormous عظیم، بزرگ ≠ tiny  کوچک و ریز

Cautious محتاط≠ careless بی احتیاط

Courageous شجاع≠ timid ترسو

Dangerous خطرناک ≠ safe ایمن

Generous بخشنده≠ stingy خسیس

Famous مشهور ≠ unknown ناشناس

Serious جدی ≠ silly  خنده آور

Obvious معلوم ≠ unclear نامعلوم

8. کلمات هم آیند (Collocations)

کلمات هم آیند یا همنشین (Collocations)، کلماتی هستند که افراد آنها را در کنار هم می شناسند و همیشه با هم دیده و شنیده شده اند. با دانستن این گروه کلمات، کار ما در هنگام خواندن، شنیدن، صحبت کردن یا نوشتن به زبان انگلیسی ساده تر می شود. با هم تعدادی از این موارد را ببینیم:

این کلمات همیشه با هم هستند مثل نمک و فلفل، میخ و چکش

به لیست زیر دقت کنید:

نمک و فلفل Salt and pepper
چکش و میخ Hammer and nails
علت و معلول Cause and effect
فنجان و نعلبکی Cup and saucer
گمشده و پیداشده Lost and found
خانم ها و آقایان Ladies and gentleman
شیرین و ترش Sweet and sour
آزمون و خطا Trial and error
ماهی و سیب زمینی سرخ کرده Fish and chips
کار یا تفریح business or pleasure
مرده یا زنده Dead or alive
بیکن و تخم مرغ Bacon and eggs
تفریح و بازی Fun and games
خامه و شکر Cream and sugar
نام و آدرس Name and address
قانون و نظم Law and order
خوب و ساده Nice and easy
دیگ (قابلمه) و ماهی تابه Pots and pans
باران یا تلألو خورشید Rain or shine
درست یا غلط right or wrong
دلار و سنت dollars and cents
دیر یا زود sooner or later

9. حروف بی صدا در کلمات انگلیسی (Silent letters)

برخی کلمات آنگونه که نوشته می شوند، خوانده نمی شوند. برخی کلمات حروف بی صدای صامت دارند. گاهی دو یا سه حرف صدادار با هم ترکیب می شوند و یک صدا را تشکیل می دهند.

کدام حرف صامت است؟

 Which letter is silent?

Knob on a door

Wrench in a toolbox

Cello in an orchestra

Photograph in an album

Schedule in a classroom

Gnu at a zoo

Wren at a bird feeder

Gnome in a fairy tale

Knuckle in your body

Knickknack on a shelf

Ghost in a scary movie

Xylophone in a marching band

Calf

Talk

10. اسامی مرکب (Compound Nouns)

 

I made a printout of the information I found online.

The wallpaper has yellow flowers on a white background.

A raincoat should be waterproof.

We live in a two-story townhouse.

That dance requires some very fancy footwork!

11. کلمات کوتاه شده (Clipped Noun):

برخی کلمات در زبان انگلیسی در طول زمان کوتاه شده اند و به صورت مختصر رایج شده اند. به نمونه های زیر توجه کنید:

آزمایشگاه laboratory = lab
قهرمان champion = champ
داور referee = ref
دوچرخه bicycle = bike
دامپزشک veterinarian = vet
بنزین gasoline = gas
امتحان/ معاینه examination = exam
هواپیما airplane = plane
تلفن telephone = phone
ریاضی mathematics = math
استریو stereophonic = stereo
فیلم moving picture = movie
یخچال refrigerator = fridge  
تبلیغ advertisement = ad
زیردریایی submarine = sub
خودرو automobile = auto
عکس photograph = photo
فکس facsimile = fax
نوجوان teenager = teen
تاکسی taxicab = taxi

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *